تبلیغات
محصول - شناخت ذهن و کنترل ورودیهای آن

شناخت ذهن و کنترل ورودیهای آن

دوشنبه 16 مهر 1397 11:40 ق.ظنویسنده : حسین کشاورز

 

شناخت و کنترل ذهن

قسمت دوم

                                                    شناخت ذهن و کنترل ورودیهای آن

هدف : حس خشنودی از روابط

یکی از مسافرت های دوران کودکی خود را به یاد بیاورید . احتمالا سوار بر اتوبوس هایی با تجهزات آن دوران به همراه خانواه به سفر زیارتی یا تفریحی می رفتید ، شاید هم اگر پدر از وضع مالی خوبی برخوردار بوده با ماشین سواری شخصی به مسافرت می رفتید. چقدر چنین سفری برای شما دلچسب بود و هیجان داشتین ، پدر و مادر نیز از اینکه توانسته بودن علیرغم همه مشکلات زندگی زمینه سفر را مهیا کنند خوشحال بودند . وسیله سفر آن روزها سیستم تهویه آنچنانی نداشت و تو سرما یا گرما خیلی از عهده ایجاد آسایش برای سرنشینان بر نمی آمد. بعد ها که بزرگتر شدین با ماشین شخصی بهتر و مدرن تر و یا با اتوبوس های به روزتر و یا حتی هواپیما مسافرت کردین اما نمی دنی چرا این مسافرتها حالی که آن موقع از مسافرت ها می بدید را ندارد ؟ مثال دیگری می زنم لطفا دقت کنید : خانواده متوسطی را می شناسید که از درآمد معمولی برخوردارند ، وسیله نقلیه تقریبا چندین سال کار کرده ای در اختیار دارند با خانه ای کوچک که افراد از فضای خصوص آنچنانی برخوردار نیستند و انبوهی از مشکلات ریز و درشت که با آن مواجه می باشند ولی در عین حال شاد و خوشحالند و در کنار هم احساس خوشبختی می کنند ، بر عکس خانواده ثروتمندی نیز هست که از تمامی امکانات و مواهب برخوردار می باشند در بهترین نل مسکونی زندگی می کنند ، از خورد و خوراک و آموزش عالی برخورد دارند و .... اما متاسفانه کمتر احساس شادمانی می کنند. یک ناظر بی طرف خارجی می تواند به اینکه خانواده اول خوشحال تر از خانواده دوم  می باشد گواهی دهد.

( البته حالتهایی هم هست که از تیپ خانواد اول احساس خوشبختی ندارند ویا شاید از تیپ خانواده دوم کاملا شاد و خوشحال هستند.)

خب هدف از بیان این مثال ها چه بود؟

ببیندید دوستان عزیز ،تا حالااندیشیده اید که هدف از زندگی ما چیست و ما برای چه تلاش میکنیم ؟ قصد ندارم بحث را کلی و به هدف آفرینش انسان سوق بدهم . نه ،کاملا منظورم از این سوال این است که قطب نمای حرکت ما در زندگی چیست؟ قرار است با چه معیاری زندگی کنیم و چه چیزی را برای خود مهم بدانیم و بر مبنای آن پیش برویم ؟

همه در تلاش برای به دست آوردن بهترین امکانات ، موقعیت ها ، پول ، ثروت ، دوستان ، همسر و فرزند و.... هستیم و داشتن آن را ضامن خوشبختی و رضایت خود می دانیم . اما سوال اینجاست با وجود ان همه تفاوت در دارایی های گوناگون افراد ، که گاها هم در یک سطح نیستن آیاهرگز می توانیم یک فرمول برای ایجاد رابطه بین شادمانی و خوشبختی و این درایی های مادی ، انسانی و ..... متصور شویم ؟ آنچه که مشخص است شما نه از داشته های مادی یک فرد می توانید میزان حس خوشبختی او را حدس بزندی و نه بر عکس از میزان خوشبختی او به میزان دارایی هایش پی ببرید. تقریبا در جهانی به سر میبریم که همه جور آدم وجود دارد:

ثروتمند خوشحال ، فقیر بد حال ، فقیر خوشحال ، ثروتمند بد حال ، معلول خوشحال ، معلول افسرده و ... دقت کردین هیچ فرمولی که بفهمیم آیا ارتباطی بین متعلقات فرد و میزان خوشحالی و رضایت او هست وجود ندارد ، آیا داشتن همسر زیبا و فرزندان سالم یعنی رضایت فرد یا نه بر عکس آن کسی که این ها را ندارد آدم خوشحالی است؟

مساله اصلی درون فرد نهفته است و ما به دنبال آن هستیم ، چیزی که همه شما بر سر آن احتمالا با من موافقید این است که انسان شاد و راضی و خوشنود و خوشبخت و خوشحال ، ایداه آل برای زندگیست ، حال اینکه چگونه به این حالت برسیم بحث جدایی است . اما اول بیایید تا تعریف انسان خوشبخت و خوشحال را کامل کنیم تا در ادامه ، بر اساس این تعریف محکم بتوانیم بحث خود را پیش ببریم.

انسان موجودی است مبتنی بر رابطه ، رابطه با چی ؟ با هر چیزی که بشود بین انسان و آن یک ارتباط ایجاد شود . ( خواهشا یک مقدار صبور باشید .) انسان به مدد حواس پنجگانه خود با جهان بیرون از خود ارتباط برقرار می کند ، با همه موجودات جان دار و بی جان ، با همه موقعیت ها و روزها و تاریخ ها و اوضاع جوی . شما با اعضای بدن خود در یک رابطه به سر میبرین ، شما با همسر و فرزند و دوستان و خانواده و همکاران خود دچار انواع رابطه های مختلف می باشید. شما با مناسبت های تقویم زندگی شخصی و عمومی فرهنگ و کشور خود دچار رابطه هستین . همه این روابطی که به مدد ورودی های حواس پنجگانه احساس می شود و جواب داده می شود از نوع رابط بیرونی هستن . برخی از این روابط یکسویه مدیریت می شوند مثل رابطه شما با اجسام اطراف شما مثل لباسی که تنتان است ، در این نوع روابط صرفا شما تعیین کننده و کنترل کننده نوع و مدت زمان رابطه می باشید . در دسته بزرگی از روابط شما نصف داستان هستین و آدمها وگاها حیوانات و گیاهان در ارتباط با شما نصفه دیگر این ارتباط را تشکیل می دهند . برخی از این روابز احساس و عاطف می باشند مثل روابط شما با پدر و مادر و فرزند و همسر و دست پسر یا دوست دختر و برخی خشک و رسمی مثل رابطه با همکاران ، مشریان و روسا . برخی از روابط کاملا فیزیکی هستن و تماس و برخورد فیزیکی روزمره با آن دارید برخی از روابط غیر فیزیک هست و از فاصله دور یا یک بستر مجازی برقرار می باشند . نظری که شما نسبت به نظام سیاسی حاکم بر کشور خود دارید کاملا یک رابطه غیر فیزیکی می باشد بر عکس ممکن است دوست صمیمص شما از چنین رابطه خذهنی با مسایل سیاسی برخورد دار نباشد و یا حداقل حساسیتی کمتر ازشما داشته باشند. شما هم چنین با چیزی به اسم پول و ثروت در یک رابطه قرار دارین . برعکس دنیای بیرون که به مدد حواس پنجگانه با آن ارتباط داریم و با بدن فیزیکی نسبت به این دریافت ها عکس العمل نشان می دهیم ، ما در دنیای درون خود نیز دچار روابطی هستیم .

رابطه ما با فلسفه جهان آفرینش ،رابطه ما با آفریدگاری که برای جهان متصور هستیم ، رابطه ما با باورهای دین یا غیر دینی که داریم ، رابطه ای که ما با خاطرات گذشته خود داریم ، رابطه ما با باورهایی که حاصل تجارب مطالعات یا تربیت ما هستن ، رابطه ما با شهودی که گاها به آن دست می یابیم و .. این دسته از روابط درونی ما کاملا از نوع غیر فیزیکی می باشند . آنچه که مهم است همه ما بر اساس یکسری نیازهای بیرونی و رونی موقت یا دائمی در حالتهای ارتابطی متنوعی قرار داریم. اغلب ما انسان های از روابط بیرونی یا درونی مشابه ولی متفاوتی برخورداریم . مشابه از آن جهت که به عنوان مثال همه انسان ها برای تامین نیاز جنسی خود دارای رابطه با شریک جنسی هستن اما مفاوت از آن جهت که یکی شریک جنسیش همسرش می باشد دیگری دوست دختر یا دوست پسرش ، یکی دیگر همجنس گراست و دهها حالت متفاوت دیگر ، مهم این است که ما متناسب با نیاز خود در رابطه ای که تامین کننده آن نیاز است قرار می گیریم .

افراد به روابط بیرونی و درونی خود نگرش و رفتار متفاوت تری دارند ، برای مثال نوع رابطه یک فرد با چیزی به اسم لباس ، کاملا ساده است و آن را صرف برای پوشش خود انتخاب می کند در حالی که شخص دیگری در رابطه پیچیده تری با مفهوم لباس به سر می برد ، به لباسش حساسیت بیشتری دارد و در انتخاب مشخصات لباس خود وسواس بیشتری به خرج می دهد.

خب امیدوارم تا اینجا موفق شده باشم یک نمای کلی از روابط به همه مفاهیم بیرونی و درونی ، فیزیکی و غیر فیزیکی ، انتزاعی ( تجسمی ) و غیر انتزاعی و .... برایتان تعریف کرده باشم که بتوانید از این پس هر گونه تراکنش درونی و بیرونی خود با هر چیز یا کسی را بر مبنای یک رابطه ببینید و بسنجید .

رابطه های از نوع ساده تا انواع پیچیده آن. از نوع کوتاه مدت در حد یک لبخند به یک رهگذر از پشت شیشه اتومبیل تا نوع میان مدت مثل رابطه شما با وسایل شخصیتان مثل گوشی و ماشین و ..... تا بلند مدت مثل ارتباط با والدین ، همسر و فرزندان و فامیل و یا ارتباط با یک منزل که سالیان دراز در آن زندگی می کنید . دقت کنید که ممکن است کسی از نوعی رابطه برخوردار باشد که مفهوم آن ارتباط برای شخص دیگری اصلا تعریف نشده باشد و یا درسطح ضعیف تری باشد و یا حتی بعدها این نوع رابطه برایش معنی پیدا کند ، برای ما ارتباط با مفهوم مرگ چگونه است تا برای یک مرده شور که در غسالخانه هر روز با این پدیده مواجه است ؟

 این ها را گفتم تا برسیم به خوشحالی و شادمان . خوشحالی و شادمانی ما محصول جمع جبری رضایتمندی و خشنودی و احساس آرامش یا نارضایتی و ناخشنودی و دغدغه ما از همه این روابط موجود می باشد . با در نظر گرفتن میزان اهمیت هر رابطه ، ناخشنودی در هر یک باعث ایجاد یک دغدغه در ما می شود اگر یک رابطه ، جزیی ، معمولی و کم اهمیت باشد عدم خشنودی درآن ، باعث ایجاد دغدغه کمتری می شود و هرچه رابطه مهمتر باشد ناخشنودی از آن اثر بزرگتر و عمیق تری بر جای می گذارد . مجموع اینها به ما این حس را می دهد که آیا ما انسان شاد و خوشحالی هستیم یا نه.


برچسب ها: ذهن ، کنترل ذهن ، شناخت ذهن ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 16 مهر 1397 11:50 ق.ظ

 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر